دل آرام گیرد به یاد خدا
شب تاريك و « بيم موج » و گردابي چنين هائل كجا دانند حال ما « سبكباران ساحل ها » ((حافظ )) *** در آن شب تاريك وآن گرداب هول انگيز، حافظ را تشويش توفان بود و « بيم موج » دريا بود ! ما، اينك از اعماق آن گرداب، از ژرفاي آن غرقاب، چنگال توفان بر گلو، هر دم نهنگي روبرو، هر لحظه در چاهي فرو، تن پاره پاره، نيمه جان، در موج ها آويخته، در چنبر اين هشت پايان دغل، خون از سراپا ريخته، *** صد كوه موج از سر گذشته، سخت سر كشته، با ماتم اين كشتي بي ناخداي بخت برگشته، هر چند، اميد رهائي مرده در دل ها؛ سر مي دهيم اين آخرين فرياد درد آلود را : - (( ... آه، اي سبكباران ساحل ها ... ! )) ***** گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگیهای تصویری شناخته شدهای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرفکنندگان به این محصول بیاعتنا می باشند. ابتدا طرح آماده شده را با مداد روي مقواي بافت درشت انتقال مي دهيم. .هنگام استفاده از رنگهاي دقيق بهتر است از مقواي بافت درشت استفاده كنيم. مقوا را با چسب كاغذي روي تخته شاسي مي چسبانيم و قلم موي آغشته به اكولين را برداشته، شروع به كارميكنيم. وقتي كه ميخواهيدرنگي را كناررنگي ديگر بگذاريد سعي كنيد حتي الامكان رنگ ديگر خشك شود (جز وقتي كه شما ميخواهيدرنگ انجام دهيد) ابزارهاي لازم براي كار با آبرنگ، يك جعبه آبرنگ خوب كه حد اقل دوازده رنگ داشته باشد. همچنين قلم موي شماره 10 آبرنگ به اندازه متوسط است، با اين قلم مو مي توانيد لكه هاي نسبتاً بزرگ ايجاد نماييد و نيز خطوط ظريف را نيز رسم نماييد. قلم موي خوب وقتي خيس مي شود نوكش به نازكي سوزن در مي آيد. وسيله ديگري كه براي نقاشي با آبرنگ لازم داريد عبارتند از: يك تخته شاسي به رنگ سفيد. (از يك صفحه شيشه اي كه پشت آن كاغذ سفيد چسبانده شده مي توانيد استفاده كنيد.) سفيدي شيشه يا تخته شاسي سبب مي شود كه رنگ هايي را كه با هم مي آميزيد ببينيد و ميزان غلظت آن را تشخيص دهيد. يك قطعه اسفنج (ابر) كه با آن بتوانيد كاغذ را مرطوب بنماييد، پارچه تميزي براي پاك كردن و خشك نمودن قلم ها و همچنين دو ظرف كوچك براي آب، يكي براي شستن قلم مو و ديگري برا ي آماده نمودن و در هم آميختن رنگها. پيش از شروع نقاشي با آبرنگ كاغذ را نمناك كنيد (با اسفنج مرطوب ) سپس كاغذ را بر روي ميز يا تخته زير دستي با چسب بچسبانيد. در اين حالت سطح كاغذ چين خوردگي دارد ولي پس از چند دقيقه كه نم كاغذ برچيده شد سطح آن نيز صاف مي گردد. كاغذ را دوباره مرطوب نماييد و اندكي صبر كنيد تا نم آن كم شود، در حيني كه سطح كاغذ در حال خشك شدن است با مداد نرم، پاره اي از قسمت هاي شكلي را كه در نظر داريد مجسم سازيد روي كاغذ نمناك طرح كنيد. پس از پايان طرح كاغذ را به كنار بگذاريد تا رطوبت در آن رسوخ نمايد، در اين فرصت رنگها را آماده كنيد. قلم مو را با مقداري آب و با رنگ آغشته سازيد و رنگ را كاملاً روي تخته شاسي بماليد تا كاملاً حل شود. دفترچه آبرنگ يا تخته اي را كه كاغذ آبرنگ بر روي آن چسبيده روي سطح صاف قرار داده و به نقاشي بپردازيد. قلم مو بايد هميشه پر از آب و رنگ باشد، خواه شكل ظريفي را نقش كنيد و يا اينكه سطح بزرگي را رنگين سازيد. دليلش اين است كه در اين روش، عمل نقاشي بايد با سرعت و جرأت انجام گيرد و چنانچه قلم مو خشك باشد اين عمل امكان پذير نخواهد بود. در نقاشي با آبرنگ براي اينكه رنگها در همديگر نروند، بين ضربات قلم فاصله كوتاهي در نظر بگيريد تا كاغذ بتواند رنگ اول را در خود فرو ببرد و براي پذيرش رنگ بعدي آماده شود. اگر بخواهيد رنگ ها كاملاً شفاف و درخشنده با شند بايد صبر كنيد تا لايه رنگي كه روي كاغذ كشيده ايد كاملاً خشك شود و سپس لايه ديگر را روي آن بكشيد. چون جنسيت مادي آبرنگ شفاف است، بنابراين هر لايه اي كه روي لايه ديگر مي نهيد رنگ لايه زيرين را نيز نشان مي دهد و در محل برخورد دو لايه، رنگ تيره تر خواهد شد. مثلاً اگر سطحي را به ر نگ سبز درآوريد و پس از خشك شدن لايه قرمز روي آن بكشيد در نقاطي كه سبز و قرمز روي هم قرار گرفته باشد رنگ قهوه اي پديد خواهد آمد. ولي نبايد بيش از دو يا سه رنگ را با هم مخلوط نمود چون در اين صورت رنگ كدر خواهد شد. هرگز رنگ سفيد به كار نبريد. سفيد، رنگها را مات مي كند و از درخشندگي رنگ مي كاهد و خصلت نقاشي با آبرنگ يعني (شفافيت) را از بين مي برد. آبرنگ را نبايد غليظ به كار ببريد چون رنگ غليظ نمي گذارد ساير رنگها از زير آن ديده شوند و نقاشي آبرنگ به نقاشي با گواش شبيه خواهد شد. قلم مو را بعد از هر رنگ در آب تميز بشوييد و با پارچه خشك كنيد و سپس به رنگ ديگر آغشته نماييد. براي از بين بردن لكه رنگي كه به نظرتان جالب نيست، اسفنج را در آب خيس كنيد و آهسته روي لكه مزبور بكشيد. لكه را با دقت به وسيله اسفنج برداريد. صبر كنيد تا كاغذ خشك شود. پس از آنكه كاغذ كاملاً خشك شد رنگ مورد نظر را به شكل لايه نازك روي آن قرار دهيد. براي اينكه در نقاشي با آبرنگ موفقيت كامل به دست آوريد تمرين را از موضوع هاي كوچك و بسيار ساده آغاز نماييد. دو عدد ميوه، چند فنجان، يك شاخه گل و ... ابتداي اين كار دقيقاً به اين اشيا نگاه كنيد. رنگهاي آنها را تشخيص دهيد، مرز تاريكي و روشني رنگ ها را معين كنيد وبه ساختن آنها بپردازيد. كلاژ يا وصله گري ( چسباندن مواد و اشياء در نقاشي ) ساختن يك اثر هنري به وسيله اشيا و مواد، عملي لذت بخش و در عين حال آسان است. اين روش توسط ژرژ براك نقاش فرانسوي قرن بيستم معمول گشت. در اين روش به عوض رنگ و قلم مو از كاغذهاي رنگي، يا كاغذ روزنامه، پارچه و مواد ديگر، كه به شكلهاي مختلف بريده شده اند و يك چسب استفاده مي كنيم. تأثيري كه كاغذ رنگي در چشم ايجاد مي كند با تأثيري كه رنگي كه با قلم مو روي بوم گذارده مي شود تفاوت دارد. در اين روش به تركيب رنگ نيازي نيست بلكه انتخاب رنگ ها و چگونگي همجوار نمودن آنها اهميت دارد. به عبارت ديگر كمپوزيسيون مناسبي از تركيب اشياء و رنگ آنها را در ميان موضوعي خاص ايجاد مي كند. با كاغذ كشي، كاغذ هاي شفاف و انواع زرورقهاي رنگي تمرينهاي جالبي مي توان انجام داد، به دليل شفاف بودن اين كاغذها، رنگ كاغذ زير از پشت كاغذي كه روي آن چسبانده مي شود ديده مي شود و توليد نيم رنگهايي مي كند كه با كاغذهاي معمولي نمي توان به دست آورد. نقاشي با چاپ كليشه ( چاپ دستي رنگي ) چاپ دستي وسيله ساده و سرگرم كننده اي است كه امكان تكرار شكلها را آسان مي كند. با اين روش مي توان نسخه هاي متعددي از يك يا چند شكل ايجاد نمود و در صورت لزوم رنگ آنها را تغيير داد، از اين رويه در تهيه طرح هاي تزئيني، ساختن كاغذ ديواري و نقش پارچه مي توان استفاده نمود. براي تهيه چاپ دستي به نحو زير عمل كنيد: يك ورق مقواي نازك سفيد كه مقاومت كافي داشته باشد تهيه كنيد. تصويرهايي را كه مي خواهيد تكرار نماييد با مداد نازك روي اين صفحه طرح كنيد. درون شكل ها را با كارد كاغذبري و يا قيچي ببريد. به اين ترتيب كليشه اي با فرم هاي تو خالي پديد مي آيد. كليشه مزبور را روي كاغذ سفيد پونز كنيد. (كاغذ بايد قبلاً روي تخته اي ثابت شده باشد) با رنگ آميزي درون فضاي سفيد نتيجه كار اثري است كه در تصوير زير مشاهده مي كنيد. چاپ دستي را مي توان با پاشيدن رنگ هم رنگ آميزي نمود. براي اين كار يك مسواك كهنه را در رنگ گواش رقيق فرو كنيد. مسواك را در دست بگيريد و با دست ديگر چوب نازكي را به كليشه تكيه دهيد. مسواك را به لبه چوب بماليد. با اين عمل قطرات رنگ روي كليشه پخش مي شود. براي اينكه شكلها كاملاً رنگ بگيرند اين عمل را چندين بار تكرار نماييد. در اين شيوه براي آنكه رنگها با هم آميخته نشوند پس از پايان رنگ آميزي هر شكل روي آن را با يك تكه كاغذ بپوشانيد. اگر شيوه رنگ پاشي با مسواك را خوب ياد بگيريدمي توانيد با كم و زياد كردن مقدار رنگي كه روي شكلها مي پاشيد حجم و سايه روشن شكل را هم مجسم سازيد. اگر چند رنگ را روي يك شكل بپاشيد رنگهاي تركيبي جالبي پديد خواهند آمد. به طور مثال اگر دو رنگ متضاد مثلاً سبز و قرمز را روي يك شكل بپاشيد، نقطه هاي رنگين در كنار هم تأثير چشمگيري خواهند داشت. به غير از مسواك از رنگ پاش هاي ديگر نظير اسپري هاي رنگ و نيز فوتك رنگ كه بافتي مشابه بافت روش مسواك دارد و يا اير براش كه نوعي پمپ رنگ پاش در ابعاد كوچك مي باشد، مي توان استفاده كرد. در چاپ رنگي بايد نكات زير را رعايت نمود: رنگ را در ظرفي با آب مخلوط نماييد. غلظت اين مايع بايد متعادل باشد. مسواك نبايد بيش از حد از مايع رنگين انباشته باشد چون در اين صورت قطرات درشت رنگ روي كار خواهد چكيد. مسواك را با ملايمت و با حركت يكنواخت به لبه تخته بكشيد. پيش از آنكه رنگ خشك شود رنگ ديگري روي آن نپاشيد. پس از پايان رنگ آميزي كليشه را به آرامي از روي ورقه اي كه شكل ها بر روي آن چاپ شده است برداريد. چاپ دستي را روي پارچه و گوني هم مي توان انجام داد. براي رنگ آميزي روي پارچه، رنگهاي مخصوصي وجود دارد كه ثابت مي ماند و قابل شست و شو هم هست ولي با رنگ گواش غليظ هم مي توان نقوش را روي پارچه چاپ نمود. پارچه زبر و انواع پارچه هايي كه الياف درشت دارند براي اين كار مناسب ترند. اگر پارچه اي كه انتخاب مي كنيد از جنس گوني باشد قبلاً سطح آن را سفيد كنيد و سپس نقوش را روي آن چاپ بزنيد. براي چاپ روي گوني و پارچه، قلم مو و بالشتك به كار ببريد. طراحي چهره: موضوعي كه مورد علاقه همه طراحان بوده و هست، مبحث طراحي از چهره است. بسياري از افراد حتي پيش از آغاز به طراحي، تلاشهاي فراواني در اين زمينه داشته و فعاليتها و تمرينات مربوط به طراحي را منحصر به موفقيت در ترسيم چهره مي دانند. براي طراحي از چهره لازم است كه مدل مناسبي داشته باشيد. شما مي توانيد از اشخاص اطراف خودتان درخواست كنيد تا به عنوان سوژه با شما همكاري كنند، در غير اين صورت به كمك آينه اي به اندازه متوسط (كه از چهره خودتان كوچكتر نباشد) به طراحي از چهره خودتان بپردازيد. پس از كسب مهارت كافي، مي توانيد از روي تصاوير و عكسها نيز طراحي كنيد ولي در هر حال تأكيد ما بر طراحي از سوژه عيني است، نه ذهني. براي طراحي از چهره، ابتدا بيضي تخم مرغي شكلي را به عنوان سر، در نظر گرفته، ترسيم نماييد. يك خط عمودي، دو نيمه چپ و راست چهره را به وجود مي آورد و با ترسيم يك خط افقي كه بيضي را به چهار قسمت مساوي تقسيم مي كند، محل چشم ها در چهره مشخص مي شود. چنانچه خط افقي را به پنج قسمت مساوي تقسيم كنيد، اندازه چشمها مشخص مي شود. شما متوجه مي شويد كه فاصله بين دو چشم، برابر با يك چشم است نيمه بالاي چهره را براي ابرو، پيشاني و موها در نظر گرفته و در نيمه پاييني به سراغ خط عمدي وسط چهره رفته و به كمك آن محل قرار گيري اجزاي ديگر چهره را پيدا مي كنيم. اگر از خط افقي تا پايين بيضي را به دو نيمه تقسيم كنيم، نوك بيني بر روي اين نقطه واقع مي شود. از اين نقطه تا انتهاي بيضي را نيز به نسبت يك سوم و دو سوم علامت گذاري مي كنيم تا خط ميان لبها نيز مشخص شود. الف ـ طراحي از چشم ها: پيش از آغاز به طراحي، تمرين مشاهده را انجام دهيد. با دقت به چشمهاي خودتان در آينه نگاه كنيد، دو گوشه داخلي و خارجي چشم، نسبت سفيدي و سياهي كره چشم، حالت پلكها و حركت مردمك در سراسر چشم را بررسي نماييد. با مطالعه حالت چشم افراد در مواقع مختلف (تماشاي تلويزيون، مطالعه، خشم، شادي، گريه،هيجان، تفكر و ...) بپردازيد و آنها را بارها و بارها، هم به صورت ذهني و هم به صورت مشاهده دقيق مرور كنيد. ويژگيهاي متفاوت چشم افراد سالخورده و كودكان را مقايسه نماييد. ــ فرم ساده چشم شبيه يك بيضي است كه دو گوشه آن با هم تفاوت دارند. گوشه خارجي، زاويه اي بسته دارد و تا سرحد تيرگي مردمك، مثلث كشيده اي را به وجود مي آورد. ـــ گوشه داخلي، زاويه بازتري دارد و نسبت به گوشه خارجي، شكل مثلث كوچكتري را به خود مي گيرد. ـــ مردمكها بدون استثنا شكل دايره دارند، در حالت نگاه عادي، قسمتي از مردمك زير پلك پنهان است. پس مراقب آن باشيد كه دايره مردمك را به طور كامل ترسيم نكنيد، زيرا در اين حالت، چشمها حالت وحشت زده يا متعجب به خود مي گيرند. ـــ با حركت مردمك به سمت راست يا چپ، حجم پلك نيز كمي تغيير مي كند. پلكهاي بالا و پايين با هم تفاوت عمده اي دارند و حجم مژه ها در پلكها نيز متفاوت است. در حين طراحي از چشمها به ياد داشته باشيد كه: چشمها را نخست به طور جداگانه بررسي و ترسيم نماييد. پس از تسلط كافي، به طراحي از هر دو چشم بپردازيد. به فاصله چشمها از يكديگر (كه برابر با اندازه يك چشم است) و هماهنگي و تناسب مردمكها با يكديگر توجه داشته باشيد. طرحها را كم رنگ بكشيد و به ارزش خط توجه داشته باشيد. در ترسيم مژه ها اغراق نكنيد، آنها را با حجم و اندازه واقعي بكشيد. معمولاً براي پلك پايين چشم، از خط كم رنگ نازك، يا پهناي نوك مداد استفاده مي شود. براي ترسيم پلك پايين و چين و چروكها به جاي خط، از سايه كم رنگ پهناي مداد هم استفاده مي كنند. پس از تمرين كافي، چشمها را با ابروها بكشيد. از ترسيم فرم چشم به طور ذهني اكيداً خودداري كنيد. براي ترسيم ابروها، بايد به اين نكات توجه داشته باشيد: جهت و حالت ابروها، ضخامت ابروها، فاصله ابرو از چشم و فاصله ابروها از يكديگر. نحوه ترسيم: ابتدا مسير و حالت ابرو را خيلي كم رنگ مشخص نماييد. با پهناي مداد، سايه ضخيمي متناسب با پهناي ابرو ترسيم كنيد. در جهت رويش موها با نوك تيز مداد، خطوط واضح و حالت دار بكشيد. ابروها را با توجه به مدلي كه در مقابل داريد، ترسيم كنيد. رويش و جهت موها را به دقت بررسي نماييد. بيني برجسته ترين نقطه در چهره افراد است و همچون ديگر اعضاي چهره از تنوع و گوناگوني برخوردار مي باشد. براي ترسيم آن، لازم است شكل ساده آن را (كه عبارت است از مخروط مثلث القاعده) در نظر داشته باشيد. فرم بيني را از جهات مختلف روبرو، نيم رخ و سه رخ مورد مطالعه قرار دهيد. به تفاوت اندازه در پره ها، نوك، حجم و ارتفاع بيني در افراد مختلف توجه كنيد سپس به طراحي از شكل بيني خود (به كمك آينه) بپردازيد. در حين طراحي توجه داشته باشيد كه: ابتدا فرم كلي را آن گونه كه مي بينيد ترسيم كنيد. به جاي خط، از سايه و پهناي نوك مداد استفاده كنيد. تيره ترين سايه ها در پره هاي بيني ديده مي شود و تنها در همين قسمت هاست كه مي توانيد از خط نيز استفاده كنيد. وقتي به ترسيم بيني از روبرو مي پردازيد فقط در بخشهاي پايين بيني (پره ها و حفره ها) از خط استفاده كنيد. از آنجا كه فرم بيني،حجم برجسته اي دارد، به نور و سايه آن بيشتر توجه نماييد. وقتي چهره مدل در زاويه سه رخ يا نيم رخ باشد، مي توانيد از خط نيز براي قسمتي از ارتفاع بيني استفاده كنيد. با مشاهده لبها در افراد مختلف متوجه مي شويد كه فرم لب، در تكميل شخصيت و كاراكتر چهره نقش فراواني دارد. ساختار كلي لب، امكان تغيير پذيري بسيار متنوعي دارد و هماهنگ با حالات روحي يا ظاهري شخص مي تواند جنبه بياني به خود بگيرد. فرم لب و دهان خود را در آينه مشاهده كنيد. حالتهاي صحبت كردن، خنديدن، خوردن، خميازه كشيدن، ناراحتي، شادي، اعتراض، فرياد زدن و ... را بررسي كرده و ببينيد كه بيشترن تغيير در كدام قسمت دهان ديده مي شود؟ در گوشه ها يا در قسمت مياني لبها؛ سپس به هماهنگي تغيير حالتها در چشم و لب به طور همزمان بپردازيد. علاوه بر حالتهاي رفتاري، به تغيير فرم در اثر تغيير وضعيت سر و چهره (نيم رخ و سه رخ و ...) نيز بپردازيد. با چرخش سر به پهلو، زير يا بالا، لبها نيز تغيير فرم پيدا مي كنند. شيوه طراحي از فرم لب: براي فرم لب همچون فرم چشم، يك بيضي با گوشه هاي تيز و بسته در نظر بگيريد و آن را از طول و عرض به چهار قسمت تقسيم كنيد. لب بالا معمولاً باريكتر از لب پايين است. گاهي لب بالا و پايين در يك اندازه هستند و بسيار به ندرت پيش مي آيد كه لب بالا ضخيمتر از لب پايين باشد. بهتر است كه براي ترسيم فرم لب، به جاي خط، از سايه يا پهناي مداد استفاده كنيد. دو گوشه لب با هم برابر و يك شكل هستند. لب پايين شامل گوشه ها و بخش مركزي يا وسط است. سايه اي كه براي لب بالا در نظر مي گيريد بايد قدري تيره تر از لب پايين با شد. اين تيرگي در گوشه هاي دهان نيز تغيير پيدا مي كند. مرتضي مميز به عنوان بنيانگذار و آغازگر گرافيک مدرن ايران نمونه بارزي از ذهن جستجوگر و پيشتاز يک ايراني مدرن بود. تفکري پيشتاز براي رسيدن به امکانات و گستره هاي جديد هنري که دست کم در مقايسه با ديگر جوامع منطقه کاري بي نظير و تازه به شمار مي رفت . مميز با شکلدهي و ساخت گرافيک نوين نه تنها ايران را از نظر هنري و رشد دانش بصري به جايگاهي رفيع رساند، بلکه با تولد اين هنر يا صنعت هنري آنچنان تاثيرات عميق و شگرفي در بخشهاي مختلف اجتماعي به جاي گذاشت که هرگز نمي توان به سادگي از کنار آنها گذشت. نفوذ و گسترش گرافيک در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي و فردي مردم با خود درک جديدي از تصوير و استفاده هاي کاربردي از فرم و رنگ را براي عموم مردم به همراه آورد که مي شود حتا تاثير آن را در شيوهي تفکر و جهان بيني ايراني امروز نيز مشاهده کرد. پرترههایی از آلزایمر؛ نقاشيهایی از Utermohlen هنرمند مبتلا به آلزايمر
برای نقاشی بر روی شیشه رنگ های مخصوص شیشه در بازار موجود است. این رنگ ها را می توان به سه گروه تقسیم کرد. گروه اول رنگ های محلول در آب هستند. این رنگ ها نیازی به حرارت دیدن در کوره ندارند. این رنگ ها به ویژه برای نقاشی بر روی وسایلی مانند آینه که نیاز به شست وشو ندارند، مناسب تر هستند. رنگ های محلول در آب همچنین برای بچه ها ایده آل هستند. با این رنگ ها کودکان شما می توانند بدون نگرانی از این رنگ ها برای نقاشی روی وسایل شیشه ای استفاده کنند.
گروه دوم رنگ های مخصوص شیشه هستند که باید در کوره حرارت ببینند. این رنگ ها باید حدود ۳۰ دقیقه در دمای ۲۰۰ درجه سانتی گراد پخته شوند و پس از پخت ثابت شده و قابل شست وشو خواهند بود.
رنگ های گروه سوم رنگ های محلول در تینر هستند که اغلب شفاف بوده و بدون حرارت دیدن در کوره نیز می توان ظروف رنگ آمیزی شده با آنها را با دقت و احتیاط شست.
علاوه بر رنگ از خمیر ویترای نیز می توان برای ایجاد طرح های خطی برجسته و یا خطوط مرزی طرح های رنگی استفاده کرد. این خمیرها امروزه به صورت آماده در تیوب هایی با سر باریک و مناسب برای رسم خطوط باریک از فروشگاه های عرضه کننده لوازم هنری قابل تهیه هستند. اما می توانید این خمیر را با پودر مل و چسب چوب نیز تهیه کنید و آن را با قیف هایی که از سلفون درست می کنید، مورد استفاده قرار دهید.
روش های متنوعی برای رنگ آمیزی شیشه وجود دارد. برای انتقال طرح بر روی شیشه می توانید به آسانی آن را زیر شیشه قرار دهید و در صورتی که قابل دسترسی باشد با چند قطعه چسب در جای خود ثابت کنید. اگر ظرف شما فرمی مانند یک بطری دارد و نمی توانید طرح را در داخل آن بچسبانید، کافی است آن را لوله کرده و در بطری قرار دهید. سپس داخل بطری را با لپه، عدس و یا موادی از این قبیل پر کنید تا طرحی بی حرکت و چسبیده به شیشه باقی بماند.
برای رنگ کردن طرح ها علاوه بر استفاده از قلم مو از یک قطعه اسفنج نیز می توانید بهره بگیرید. اسفنج را به کمی رنگ آغشته کنید و با ضربات ملایم رنگ را روی شیشه بزنید تا پوشش کافی را ایجاد کند. یکی دیگر از تکنیک هایی که برای اجرای طرح های رنگی روی شیشه استفاده می شود، تکنیک استنسیل است. برای این منظور استنسیل طرح مورد نظر را با کاغذ درست کنید و آن را روی شیشه بچسبانید. سپس با یک قطعه اسفنج آغشته به رنگ قسمت های خالی آن را رنگ کنید. برای تزئین انواع ظروف شیشه ای از چسباندن انواع سنگ های زینتی، نگین ها و همچون مهره های شیشه ای تخت نیز بهره می گیرند.
روش دیگر برای این پست آموزش نقاشی روی شیشه
نقاشی روی شیشه با رنگهای مختلفی انجام میشه : رنگهای اکرلیک ، رنگهای ویترای معمولی و حرارتی و ...
رنگهای اکرلیک به سادگی به وسیله ناخن پاک می شوند برای همین با این رنگها نقاشی را پشت شیشه می کشند.
در نقاشی به وسیله رنگهای اکرلیک ، ترتیب نقاشی از جزئیات به کلیات است یعنی اجزایی که در نقاشی معمولی در آخر کشیده می شوند در این حالت زودتر کشیده می شوند .
بعد در آخر وقتی تمام رنگها خشک شد یک دست رنگ یکدست هم به پشت کار زده و می گذاریم خشک شود . بعد می شه اونو قاب گرفت تا پشت کار از خراشیدگی حفظ بشه .
مزیت نقاشی با رنگهای اکلیک نسبت به ویترای، قیمت بسیار پایین تر رنگهای اکلیک نسبت به ویترای و آسانیِ نقاشی با این رنگهاست .
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارايه خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهمکردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلي با هویت انسانی نیستند و همچنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر میانگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانههایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت میکنند.![]()
مواد و ابزار لازم:اكولين، وايتكس، مسواك، آب، دستمال، ابزار كمكي مثل كاتر، مقواي بافت درشت، ،قلم مو، پالت و چسب كاغذي
اين تكنيك به روش كاربا اكولين مي باشد فقط در انتهاي كار مسواكي راآغشته به وايتكس كرده و سطح كاغذ را به سليقه ي خود افشانگري ميكنيم.
اكولين باقلم فلزي و رنگ پارچه
مواد و ابزارلازم :اكولين، قلم فلزي يا راپيد، رنگ پارچه، مقواي ضخيم،ابزار كمكي(مداد، پاكن، كاتر، و خط كش و...)
اين روش كه با تلفيق چند روش به كار ميرود يك جلوه ي خاص به تصويرموردنظرميدهد.
ابتداطرح را منتقل كرده سپس با شروع به رنگ آميزي ميكنيم.![]()
بعد از آن رنگ هاي پارچه راباقلم موروي كار مي گذاريم در اين حالت قلم مو را به صورت دوراني مي چرخانيم و حتي مي توانيم درحين كاررنگهاراباهم مخلوط كنيم.اين حالت بر همبستگي را به خوبي نشان مي دهد. در مرحله بعدشروع به دور گيري ميكنيم.اين دورگيري مي تواندبه وسيله قلم فلزي و ياهروسيله ديگري باشدوهمچنين مي توانيم اين كاررابه چندطريق انجام دهيم (مرتب- خط چين ويانامرتب)
اكولين وچسب مايع وچسب ميسكيت ومدادشمعي
مواد وابزارلازم:اكولين، چسب مايع، چسب ميسكيت، مدادشمعي ومقواي بافت درشت ابتداطرح مورد نظرراروي مقواانتقال مي دهيم وبااستفاده ازچسب مايع استفاده ميكنيم. قسمتي كه بايدباچسب مايع كارشودرابه صورت دلخواه آغشته به چسب مايع ميكنيم و بعدازخشك شدن آن چسب ميسكيت را در جاهايي كه مي خواهيم سفيد باقي بماند مي زنيم و پس از خشك شدن چسب طرح را با اكولين رنگ آميزي ميكنيم. چسب مايع كمي برجسته ميشو د و چسب ميسكيت سفيد مي ماند و مداد شمعي حالت محوبه خود مي گيرد و در نهايت طرح را دورگيري ميكنيم.![]()
موادوابزارلازم: اكولين، مسواك، آب، دستمال و ابزار كمكي مثل: ( كاتر ،مقواي بافت درشت، قلم مو، پالت و چسب كاغذي)

به تدريج که جامعه ايراني هر روز به گونه اي ملموس و عينيتر با تصوير و ويژگيهاي زبان بصري آشنا شد، علائم و نشانه هاي کار بزرگ مميز و ره آورد درخشان اين حرکت فرهنگ ساز در سطح جامعه به ظهور نشست ، و آن چيزي نبود به جز سازگار شدن ناخودآگاه چشم و بينايي افراد با تصاوير، تصاويري که با پشتوانه علمي و اصولي به بيان و انتقال مفاهيم مشخصي ميپرداختند.
نقطهی اوج اين جريان جايي است که جامعه ايراني بدون اين که خود آشکارا آگاه باشد که از چه دورهي گذار بزرگي گذر کرده است، به ابزار و زبان جديدي براي انتقال معاني و مفاهيم خود مجهز مي شود. زباني که فاصلهی ميان او و ديگر جوامع را به طرز چشمگيري کاهش ميدهد. زباني که زمينههاي يک ارتباط بصري موثر و کارآمد در سطح بين المللي را برايش فراهم ميکند. اين حرکت اگر سير درست و علمي خود را طي کرده بود و با موانع و بي توجهيهاي تأسف بار مواجه نميشد ، مي توانست ما را در کليهي زمينههاي اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي ... به چشم اندازهاي خيرهاي برساند.
با توجه به آن چه گفته شد اکنون قاطعانه مي شود ادعا کرد مرتضي مميز يکي از ستون هاي اصلي مدرنيزم در ايران بوده است. نقشي که مميز بي هيچ ادعايي در راه مدرن کردن جامعه ايران به وسيلهي پايه ريزي هنر گرافيک ايفا کرد، به مراتب مهم تر و سازنده تر از نقشي بود که بسياري از داعيه داران و نظريه پردازان معاصر و هم دورهي او صرفاً با بحث هاي نظري و انتقادي سعي در ايفا کردنش داشتهاند.
به طور يقين مميز در راه شکل دهي و نهادينه کردن هنر گرافيک در ايران با سه چالش اساسي و بزرگ رو به رو بوده : اوّل تبيين و معرفي هنر گرافيک به جامعه به عنوان ابزار برقراري ارتباط بصري . دوّم تدوين و فرم بخشي به گرافيک بومي با شاخصه هاي هنر ملّي ، و سوّم پرورش و تربيت نيروي متخصصي که بتواند با درک صحيح و درست از مسأله و با داشتن دانش کافي در اين زمينه به توليد و خلق آثار قابل قبول و موجهي بپردازد که زمينه هاي شکوفايي و رشد هنر گرافيک را فراهم آورد.
هرچند مميز و همفکران وشاگردانش توانستند در هر سه زمينه گام هاي بلند و مؤثري را بردارند ولي به نظر مي رسد بزرگترين و درخشان ترين موفقيت او ترويج و کاربردي کردن گرافيک در حد يک ضرورت در جامعه بود، به نحوي که امروزه تمامي تشکيلات اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي و ... هرگز از کنار ضرورت هاي گرافيکي خود بي تفاوت نمي گذرند. در اثر تلاش مميز و شاگران او ست که امروز نياز به داشتن هويت بصري و استفاده از تصوير به عنوان ابزاري کار آمد در جهت معرفي و تبليغ خود را، هر روز بيش تر از گذشته احساس مي کنيم.
"بحران گرافیک ایران"
اما گرافيک ايران از آغاز تا کنون با بحراني دست به گريبان بوده که در حال حاضر نيز به شدت از آن رنج مي برد. عدم شناخت و درک صحيح سفارش دهندهگان آثار گرافيک از ويژگيها و کيفيت مناسب يک اثر گرافيکي ، بزرگ ترين چالش گرافيک ايران در حال حاضر است. بخش عظيمي از اين سفارش دهنده گان که همان صاحبان صنايع و مشاغل و مديران سازمان ها و موسسه هاي فرهنگي و اقتصادي و علمي و سياسي هستند، هنوز شناخت صحيحي از اين تخصص ندارند. به همين دليل نيز به سادگي از کنار بسياري از نکات ظريف و مؤثر نهفته در آن مي گذرند. هر چند که در کل به ضرورت داشتن و استفاده از گرافيک کاملاً آگاه شده اند.
اين ساده نگري و سهل انگاري از سوي اکثر سفارش دهندهگان باعث شده تا طراحان گرافيک آگاه و کار آموخته هرگز نتوانند معيارهاي هنري و علمي دانش ارتباطات بصري را بهطور واقعي به نمايش بگذارند. شاخصه هايي که ميبايست زير بناي خلق آثار گرافيک بوده و براي جامعه و سفارش دهنده به کار گرفته و تبيين شود. دليل چنين امري نيز چيزي به جز اعمال نظرهاي شخصي و سليقه اي سفارش دهنده و عدم اعتماد به طراح به عنوان يک متخصص دانش بصري نيست. مشکل شايد در آن جا باشد که عموم اين افراد ، دانشي به نام ارتباط تصويري را به رسميت نميشناسند . طراح گرافيک در جامعه امروز هرگز آن آزادي عمل و اختياري را که مي بايست در حوزه کاري خود داشته باشد ندارد، و براي بقاء شغلي و ادامه کار حرفه اي خود ناگزير به پذيرش بسياري از سليقههاي غير تخصصي وهنري سفارش دهنده ميشود ، که اين مسأله نتيجهاي جز افت کيفيت آثار توليد شده در پي نداشته و نخواهد داشت.
عدم شناخت سفارش دهنده از يک سو و خلاء وجود يک قانون درست در حمايت حرفهاي از طراح گرافيک از سويي ديگر زمينه اي را فراهم آورده تا خيل عظيمي از افراد ناآگاه و بدون تخصص به راحتي پاي در اين عرصه بگذارند و خود را به عنوان طراح گرافيک معرفي کنند. بي شک اگر قانوني روشن ارائه خدمات گرافيک و طراحي را منحصر به متخصصان و تحصيلکردهگان اين رشته ميکرد سطح کيفي آثار توليد شده به مراتب بالاتر از آن چيزي بود که در حال حاضر شاهد آن هستيم.
با توجه به پيشرفت تکنولوژي و سهولت اجراي پروژه هاي گرافيک حضور اين افراد بي هنر و بي دانش از طرفي و وجود سفارش دهندگاني که نظرات و سليقه هاي فردي و شخصي خود را به معيارهاي فني کار ترجيح مي دهند از طرف ديگر باعث شده در نهايت اين دسته از توليد کنندگان بسيار بهتر و راحت تر با سفارش دهنده ناآگاه به توافق برسند. از اين گذر عملاً اين طراح متخصص و دانش آموختهی گرافيک است که با همهی دغدغه ها و حساسيت هاي هنري خود ناگزير به ترک صحنه می شود. در نتيجه آن چيزي که امروز در عرصه گرافيک ايران شکل گرفته و به وقوع پيوسته به معناي واقعي کلمه يک نوع آلودگي تصويري است. آلودگي مخربي که مخصوصاً در فضاي شهري به خوبي قابل رويت است و مي توان از آن به عنوان يک فاجعه بصري نام برد.
در واقع بخش عمده اي از آثار گرافيک ارائه شده در جامعه امروز ايران را مي توان گرافيک غارنشيني ناميد! چرا که ميزان درک و دانش طراحي که به وسيله ابزاري چون کامپيوتر به خلق اثر پرداخته ، چيزي بيش تر از انسان غار نشيني که تصوير حيوانات را بر ديواره غارها مي کشيده نيست! او همچون نياي غارنشينش تصوير را در دم دستترين حالت خود درک کرده و مي بيند. او نه تنها هيچ شناختي از ظرفيت و انرژي هاي نهفته در تصوير ندارد ، بلکه حتا بامفاهيم اوليهی رنگ شناسي و ترکيب بندي نيز کاملاً بيگانه است. به عبارت روشن تر در پشت ارايهی خدمتي مدرن به نام گرافيک تفکري بدوي نشسته که توان تحليل و کشف امکانات نهفته در تصوير را ندارد. و بسيار سطحي و خامدستانه از آن استفاده مي کند.
گرافيک ايران درست در زماني پدر خود را از دست مي دهد که عليرغم تمام گسترش و رشدي که يافته هنوز با چالش هاي زيادي رو به روست. فعاليت ها و حرکت هاي مرتضي مميز در سال هاي اخير به خوبي نشان مي دهد که مميز از معضل ها و مشکلاتي که گريبان گرافيک ايران را گرفته به خوبي آگاه بوده و تمام کوشش او براي بناي تشکيلاتي که بتواند طراحان متخصص و کار آموخته را در زير يک سقف گردآوري کند . انتشار مجلات و کتبي که به ارزش هاي هنري و تخصصي بپردازد نيز درست در همين راستا بوده است. بدون ترديد شخصيت هنري و نفوذ فکري مميز در کانون هاي مختلف هنري، دانشگاهي و حتا سياسي امکان بي بديلي بود که مي توانست از بسياري آسيبها و خطراتي که گرافيک ايران را تهديد مي کند تا حد ممکن جلوگيری کند. اما اين که بعد از او بزرگان و پيشکسوتان هنر گرافيک در ايران چگونه و به مدد چه راه کارهايي در نظر دارند ساماني به وضعيت گرافيک کشور داده و به احياء حقوق از دست رفته طراحان تحصيلکرده بپردازند پرسشي است که بايد در انتظار پاسخ آن بود.
چيزي که اکنون مهم به نظر مي رسد درک اين واقعيت است که گرافيک ، مهندسي سيماي ايران و نمايش چهره فرهنگي ما در سطح بين المللي است و متاسفانه آنچنان دستخوش سنگين ترين تاخت و تاز جريان هاي بي تفکر و بدوي شده که ممکن است تنها پوسته اي از آن باقي بماند. اين امر مي تواند آسيب هاي جبران ناپذيري براي يکي از مظاهر مدرنيزم در جامعه امروز ما که مميز و همراهانش در راه شکل گيري آن تلاش بسيار کردند به همراه داشته باشد.

درسال 1995 پزشکان تشخیص دادند ویلیام آترموهلن William Utermohlen هنرمند نقاش به بیماری آلزایمر دچار شده است. وی به کشیدن نقاشیهای فیگوراتیو با تمرکز و توجه به جزئیات شناخته میشد ، در سلف پرترههایی که پس از سالهای بیماری از خود کشید ، تاثیر آلزایمر را مشاهده میکنیم و روند رو به رشد تخريب سلولهاي مغزي در این آثار قابل ردیابی است. احساسات منعكس شده در اين تابلوها بيانگر سركشي ، عصبانيت،ترس ، تنهایی، شرمندگي، گيچي و غم است. در پرترههایش ـ تا زمانی که قادر به نقاشی بود ـ چیزی که نمایان است ناپدید شدن تدریجی هویت اوست.وی در سال 2000 توانايياش را براي نقاشي و طراحي از دست داد.
تابلوهاي غنی ِ William Utermohlen همواره در گالريهاي نيويورك و سراسر اروپا به نمايش گذاشته شده و يا فروخته شده است. و اکنون قرار است خودنگاره( سلف پرتره) های اين هنرمند اوايل ارديبهشت در كالج پزشكان فيلادلفيا به نمايش گذاشته شود. اين نمايشگاه براي بزرگداشت آترموهلن و نیز صدمين سالگرد كشف بيماري آلزايمر ازسوي دكتر الويس آلزايمر ترتيب داده شده است. پزشکان تاثیر آلزایمر بر قوه ادراک و هوشیاری وی را در خودنگارههایش مورد بررسی قرار داده و میدهند. دكتر روندا ال. سوريچلي، رييس بخش پزشكي و هنر اين كالج گفت: ديدن اين پرترهها از اهميت زيادي برخوردار است. به دليل ترس بسيار زيادي كه در جامعهي ما نسبت به اين بيماري ديده مي شود، ديدن اين تصاوير براي خانوادهها، پزشكها و ساير مردم اهميت دارد.
تابلوي رنگ روغن عظيم «آسمانهاي آبي» (1995-1994) اين هنرمند را در حالي كه پشت ميزي نشسته است نشان ميدهد. وي طوري لبهي ميز را گرفته است كه گويي ميخواهد از فروريختنش در نور آسمان بالاي سرش جلوگيري كند. همسر هنرمند Patricia در بارهی این اثر میگوید: William Utermohlen این نقاشی را قبل از شروع بیماریاش کشیده است و معتقد است ترس و انزوایی را که او احساس میکرد در این نقاشی میتوان دید. Patricia معتقد است ، هنرمند پیشاپیش آگاه بود که چه در انتظار اوست. در تابلوي «خودنگاره 1» اثر سال 1996 آترموهلن با ترس و عصبانيت به خودش خيره شده است. اين تابلو با رنگهاي زرد و نارنجي نقاشي شده است. اگر چه در اين تصوير چانهاش جلو آمده، اما وي سعي كرده ترس نگاهش را پنهان كند. يك طرح به جا مانده از آن سال از دست دادن آگاهياش را هنگام كشيدن فيگور يك انسان براي پزشكان نشان ميدهد؛ در اين طرح وي نتوانسته جاي درست بازوها و پاها را نشان دهد. با گذر ماهها و سالها، نقاشيهايش به سبك ابتدايي نزديك ميشد، هر چند آترموهلن به پزشكانش گفته بود، هدفاش كشيدن در چنين سبكي نبوده است. در آخرين تلاشش براي استفاده از قلم مو، در تابلوي «خودنگاره پاك شده» (2000 - 1999) آترموهلن بارها و بارها تلاش كرده تصويري شبيه خودش را خلق كند. اين تابلو، شكل ابتدايي يك سر و رنگهاي محو را نشان ميدهد.
آترموهلن اكنون در يك مركز پرورشي زندگي ميكند، اما آرزويش براي ثبت اين بيماري در تابلوهاي نقاشياش سند بسيار با ارزشي در اختيار محققان قرار داد. آنجان چاترچي، استاد دانشگاه پنسيلوانيا در اين باره گفت: زماني كه مردم به خلق يك اثر هنري ميپردازند آنها در حقيقت در حال استفاده از بخشهاي متفاوت مغزشان هستند. اين آثار به نوعي پروسهي خلق را برايمان روايت ميكند و ميگويد كه مردم چگونه در شرايط سخت ميتوانند به خلق آثار هنري بپردازند. آترموهلن در جنوب فيلادلفيا در یک خانواده مهاجر آلمانی متولد شد و در همان جا پرورش يافت. وي در آكادمي هنرهاي زيباي شهر پنسيلوانيا آموزش ديد. دوران تحصيلش دو سال با حضور در ارتش با وقفه ايجاد شد، اما در سال 1957 از اين آكادمي فارغ التحصيل شد. پس از آن به اروپا رفت و در مدرسهي هنر راسكين در آكسفورد انگليس ثبت نام كرد. آترموهلن از سال 1962 در لندن زندگي مي كند.
تعدادی از نقاشیهای او را میبینید. سلفپرترهها مربوط به دوران بیماری اوست.











William Utermohlen جستجو در اینترنت Google
نقاشیها و عکس از منابع اینترنتی








